یه پسرنابینا یه دوست دخترداشت پسره دوست دخترشو خیلی دوست داشت بهش می گفت:اگه من ۲تاچشم داشتم واسه همیشه باهات می موندم یه روزیه نفر پیدا شد که چشماشوداد به پسره.پسره وقتی تونست دوست دوختر شو ببینه دید که اونم نابیناست.به دختره گفت:دیگه نمی خوامت ازپیشم برو.دختره وقتی داشت می رفت لبخند تلخی زدوبااشک گفت:مواظب چشم های من باش.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21:57 توسط مهرداد
|